خرید بک لینک
آدم باید یک خانه در خیالش داشته باشد، یک خانه ی مثلا جنگلی! که بدانی همیشه سرِ جایش است ، فقط کافی ست چشمانت را ببندی و تمام... واردش شوی ، برای خودت چای دم کنی با عطرِ هِل و دارچین! سپس بروی صفحه گردانِ موردِ علاقه ات را انتخاب کنی ، بگذاری تویِ گرامافونِ گوشه ی سالن تا پخش شود... پرده ها را کنار بزنی و نور همه جا را روشن کند! سری به گلدان هایت بزنی ، بعدش چای ات را برداری بنشینی کنارِ پنجره و خودت را به یک آرامشِ خیلی عمیق دعوت کنی! آرامشی که برای یک عمر بی حوصلگی کافیست...!

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:21

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:21

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:21

باشد آن روز که گویم به تو راز دل خویش؟


یا کنم بر تو بیان شرح نیاز دل خویش؟

کس چه داند که چه بر سینهٔ من میگذرد؟


من شناسم اثر گرم و گداز دل خویش

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۶ساعت 21:55 توسط محمد |

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:21

جهان بدونِ دلبستگى؛ چیزى شبیه به جهنمى بى مرز است .. تهران، پاریس، یا هـر خراب شده ى دیگرى، چه فرقى با هم دارند وقتى آن سوى خیابان، كسى منتظرت نباشد ..

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:21

بعضی کودکان زود پیر میشوند

و آنقدر بدهکار هفت سالگی شان

باقی می مانند که هروقت

کنار ویترین مغازه ای میخواهند

به عروسکی سلام کنند

گریه شان می گیرد !

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۶ساعت 22:33 توسط محمد |

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:21

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:21

درد بی درمان شنیدی ؟

حالِ من ، یعنی همین !

بی تو بودن درد دارد

می زند من را زمین

#فريدون_مشيری
برچسبها: فریدون مشیری

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۶ساعت 22:28 توسط محمد |

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:21

نیستی که ببینی

اینجا

شاعرانگی های من

با روزمرگی های زندگی

'' س ر ک و ب '' می شود....!

• اعظم جعفری


برچسبها: اعظم جعفری
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 22:35 توسط محمد |

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: دوشنبه 23 مرداد 1396 ساعت: 21:21

مادرش آلزایمر داشت بهش گفت مادر یه بیماری داری، باید بخاطر همین ببریمت آسایشگاه سالمندان... مادر گفت : چه بیماری ای ؟ گفت : آلزایمر... گفت : چی هست... گفت : یعنی همه چیو فراموش میکنی... گفت انگار خودتم همین بیماری را داری... گفت : چطور؟ گفت : انگار یادت رفت

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 17:29

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 17:29

برف هفت سالگی را بخاطر صدای پدر دوست داشتم که می گفت: پاشو ببین چه برفی اومده!برف ده سالگی را بخاطر آدم برفی هایش،برف چهارده سالگی را بخاطر اخبار و تعطیلی هایش،برف هجده سالگی را درست یادم نیست درمیان افکار یخ زده بودم،برف بیست سالگی قدم زدن های عاشقانه و رد پا

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 17:29

u200d کاش مـن و تـو

دو جلد از یک رمان عاشقانه بودیم

تنگ در آغوش هم

خوابیده در قفسههای

کتابخانهای روستایی

گاهی تو را

گاهی مرا،

تنها به سبب

تشدید دلتنگیهایمان

به امانت میبردند

عباسمعروفی

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 10:59

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 10:59

ﺳﯿﻤﯿﻦ ﺑﻬﺒﻬﺎﻧﯽ : ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ﻣﻨﻮﻁ ﺑﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻧﮑﻦ .. ﺭﻭﯼ ﭘﺎﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﯾﺴﺖ ﺗﺎ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﯿﻬﻮﺩﻩ ﻧﯿﺎﺑﯽ ﻭ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺭﺍ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺕ ﺧﻄﺎﺏ ﻧﮑﻦ ... ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ، ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﮐﻪ ﺧﻄﺎﺏ ﺷﻮﻧﺪ ﺧﯿﺎﻻﺗﯽ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ .. ﻫﻮﺍ ﺑﺮﺷﺎﻥ ﻣﯿﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺟﻬﺖ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﻣﯿﺒﺮﻧﺪ ...

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 10:59

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 10:59

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 10:59

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 10:59

فکرش نباش مال کسی جز تو نیستم دیگر به فکر هم نفسی جز تو نیستم عشق تو خواست با تو عجینم کند که کرد وقتی به عمق من برسی جز تو نیستم بعد از چقدر این طرف و آن طرف زدن فهمیده ام که در هوسی جز تو نیستم یک آسمان اگر چه به رویم گشوده اند من راضی ام که در قفسی جز تو نیست

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 10:59

تنم آغشته به برگ هاست برگشته ام از جنگل و تازه فهمیده ام دوستی ام با شاخه ها به هزارسال پیش برمی گردد ما همدیگر را نشناخته خواهیم مرد در سرزمینی که غم خیابان ها را جارو می زند.. تنها چهره ی درخت ها برایم آشناست در خانه ای با اتاق های کوچکِ درهم که خاطره ها چراغ آویزان از سقف را خاموش می کند به انتظ

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 10:59

شاید بتوان از هجوم

سیل آسای یڪ ارتش

ممانعت ڪرد ،

اما از هجوم اندیشه ها و

باور ها نمی توان

جلوگیری نمود..

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 10:59

در هر صد نفر؛

یک نفر ارزشِ آن را دارد که

با او بحث کنی!

بگذار دیگران هرچه دوست دارند

بگویند؛ زیرا هرکسی آزاد است

که احمق باشد...!


برچسبها: تفکر
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 22:32 توسط محمد |

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 10:59

از مهر چه گفتم من و از کینه چه گفتی؟ آوخ که به این عاشق دیرینه چه گفتی! خون می چکد از بوسه گرمت چه بگویم؟ ای نشتر جان سوز به این سینه چه گفتی؟! چون شمع سراپا شرر گریه ام ای خار با این تن پر آبله و پینه چه گفتی؟ ای کاش که از رستم پیروز نپرسند از کشتن سهراب به تهمینه چه گفتی؟ از خویش مکدر شد و چشم از

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 23:52

جایی نرو ! بچرخ فقط در مدار من ! ای ماه …! ای ستاره ی دنباله دار منباید جهان و نظم قدیمش عوض شود هر کار می کنم که تو باشی کنار من دادم عنان زندگی ام را به عشق تو از اختیار عقل گذشته است کار منچون سنگ کوچکی ته یک رودخانه ام اینگونه است در غم تو روزگار منحالا بی

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 23:52

هر چه کردیم زما جمله رضایت دارند نه ملال و نه کدورت نه شکایت دارند شاید از ما گلمندند و اگر دم نزنند حجب و کم روی بی حد و نهایت دارند چون ندارد ثمر از ما گله بیخود نکنند آن کسانی که به سر عقل و درایت دارند خنده ام گیرد از اندیشه ی آن ساده دلان که ز امثال من امید حمایت دارند واقعا مسخره است این که من

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 23:52

همیشه هم قافیه بوده اند، “ســ ـ ـیب” و “فریـ ـ ـب”!

همانند سیبی که آدم و حوا را فریب داد و حالـــا هم میگوییم

“سیــــــــ ــب”

و دوربین های عکاسی را فریب میدهیمـــ

تا پنهان کنیم اندوهمان را پشت این لبخند مان

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 23:52

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 23:52

چقدر من دیدنت را دوست دارم در خواب در غروب در همیشهیِ هر جا هرجایی که بِتوانْ تو را دید صدا کرد و از انعکاس نامت کیف کرد چقدر من دیدن تو را دوست دارم "افشین صالحی"

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 23:52

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 23:52

بزرگ ترین خیانتی که می توانی در حق کسی کنی این است که او را در یک امیدِ نشدنی و محال حبس اش کنی و بگذاری انتظار بکشدژان فرانسوا لیوتار ترجمه : مازیار منتظری تهرانی

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 23:52

صفحه بندی